داستان سکسی جدید و ایرانی

  • داستان سکسی دید زدن مامانم

    داستان سکسی دید زدن مامانم

    داستان سکسی دید زدن مامانم   سلام این خاطره واقعی مربوط به اوایل دهه هفتاد بود زمانی که شونزده هفده سالم بود وتازه به بلوغ جنسی رسیده بودم، اول بگم متولد پنجاه وچهارم بچه جنوب و اسمم قاسم هس، پدرم به حسب کارهای بنایی که پروژه ای ساختمانی بود بیشتر وقتها بیرون از استان بود…

  • داستان سکسی مامانم و دوست پسر کیر کلفتش

    داستان سکسی مامانم و دوست پسر کیر کلفتش

    داستان سکسی مامانم و دوست پسر کیر کلفتش   دختر و فرزند بزرگ خانواده هستم با ۲۵ سال سن و یه خواهر و دو برادر کوچیکتر از خودم دارم شغل بابام طوری بود که چند ماهی یک بار سری به خونه میزد ما همیشه تنها بودیم کارهایی رو که وظیفه بابا بود مامان انجام میداد…

  • داستان سکسی ریختن آب کیر توی ساندویچ مامانم

    داستان سکسی ریختن آب کیر توی ساندویچ مامانم

    داستان سکسی ریختن آب کیر توی ساندویچ مامانم   سلام من حسین هستم ۲۴ ساله از اهواز. من از سال سوم دبیرستان با مفهوم بی غیرتی آشنا شدم و این حس رو به مامانم داشتم. مامانم عسل الان ۴۰ سالشه تو ۱۵ سالگی ازدواج کرد و هنوز هم خیلی جوون و سکسی مونده. بابام مهندس…

  • داستان سکسی کون دختر عمو در قطار

    داستان سکسی کون دختر عمو در قطار

    داستان سکسی کون دختر عمو در قطار   سلام به همه دوستان سکسی این خاطره ای که میخوام براتون بنویسم کاملا واقعیه و جالب زمستون سال 91 بود که مارو واسه عروسی پسر عمم به مشهد دعوت کردن. ما و تموم عمه و عموهام واسه این مراسم عازم مشهد شدیم. اینو بگم که دختر عموم…

  • داستان سکسی دختر عموی مطلقه

    داستان سکسی دختر عموی مطلقه

    داستان سکسی دختر عموی مطلقه   سلام دوستان عزیز من اسمم ابراهیم سی یک سالمه چهار سال پیش از زنم جدا شدم یه دختر عمو داشتم ب اسم مرجان اون پنج سال از من بزرگتر بود یه روز ک امده بود خانه ما متوجه شدم با شوهرش ب مشکل خوردن دارن جدا میشن منم چون…

  • داستان سکسی دختر خاله کون گنده

    داستان سکسی دختر خاله کون گنده

    داستان سکسی دختر خاله کون گنده   سلام اسم من متینه (همه اسم و ها مستعار هستش ) و ۱۵ سالمه یه کمی چاق هستم ولی نه اونقدر . کیرمم حدود ۱۳ سانته. این داستان مربوط میشه به دختر خالم که ۲۰ ساشه و پستوناش ۶۵ و موهای بلند تا باسن داره و خیلی شهوتی…

  • داستان سکسی من و خانوم معلم از زبان خود خانوم معلم

    داستان سکسی من و خانوم معلم از زبان خود خانوم معلم

    داستان سکسی من و خانوم معلم از زبان خود خانوم معلم   سلام اسمم شیماس ۳۶سالمه معلم کلاس دوره متوسطه اول یا همون راهنمایی هستم ۱۷۰ قدمه ۶۸وزنمه چهره معمولی با چشای روشن دارم سینه هام ۸۰میشه سایز کونم بزرگه و به شددددت سفیدم جوری که تو دوستا فامیل میخوان سفیدی مثال بزنن منو میگن…

  • داستان سکس گروهی پریسا و 2 مرد

    داستان سکس گروهی پریسا و 2 مرد

    داستان سکس گروهی پریسا و 2 مرد   با صدای خواهرشوهرم به خودم اومدم. لبخند کم رنگی زد و گفت: چته پریسا؟ همه‌اش تو فکری؟ سعی کردم خودم رو جمع و جور کنم و گفتم: نه هیچی نیست، خوبم. مادرشوهرم یک سینی پر از گوجه و خیار و پیاز جلوی من گذاشت. بعدش یک چاقو…

  • داستان سکسی خوابگاه دانشجویی

    داستان سکسی خوابگاه دانشجویی

    ➖ داستان سکسی خوابگاه دانشجویی درِ اتاق رو زدن. خواستم درِ اتاق رو باز کنم که سحر با اشاره‌ی دستش بهم فهموند که بشینم روی تخت. خودش بلند شد و درِ اتاق رو باز کرد. افخم جوری با سحر احوال‌پرسی کرد که انگار بعد از چند سال دارن همدیگه رو می‌بینن! بعد از تموم شدن…

  • داستان سکسی عمه و کیر کلفت

    داستان سکسی عمه و کیر کلفت

    داستان سکسی عمه و کیر کلفت   با سلام من حمید هستم ۲۹ سالم و ورزش می کنم به خودم تا حدی می رسم ما شهرستان زندگی می کنیم یکی از استان های غربی ایران داستان برمیگرده به ۳ سال پیش که پدر بزرگم حسابی بیمار بود و خانواده پدرم(خواهر و برادراش) که غالبا در…

میخواهید برای ما داستان ، عکس یا فیلم ارسال کنید؟ برای این کار روی دکمه زیر کلیک کنید